دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

457

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

جايگاه خاص كاروانسرادار دارد كه معمولا در بالاى سردر اصلى ، اقامتگاه خصوصى او است . در اين نقشهء تخيلى بعضى از كمبودها و نارسائيها هم وجود داشت . مثلا از خلوتگاه آن معدودى از افراد ممتاز و متنفذ مىتوانستند استفاده كنند . بطوركلى تسهيلات طبخ در دسترس نبود ولى بعضى از اتاقهاى آن داراى بخارى ديوارى بود . دستگاه تهويه آن ضعيف بود . گاهى در آن از دستشويى و مستراح خبرى نبود . كاروانسراهاى دوره صفوى بر خلاف كاروانسراهاى پيشين ، معمولا مسجد نداشت . در داخل عمارت دسترسى به آب دشوار بود ، و منبع آبى نداشت تا از چاه ، نهر ، آب‌انبار و قنات نزديك بدان پر شود . براى مسافران زن امكانات ويژه وجود نداشت . مع‌الوصف معدودى از كاروانسراهاى مجهز مىرساند كه طراحان آنها از اين كمبودها اطلاع داشته و در رفع آن تلاش كرده‌اند . ازاينرو در اين نوع كاروانسراها دكان ، نانوائى ، حمام ، جاهاى مخصوص براى بانوان و يا ميهمانان صاحب‌قدر و محترم ، آشپزخانه و حتى برجهاى راهنما براى روشن كردن چراغ در آنها به منظور راهنمايى حمل‌ونقل كويرى برپا مىكرده‌اند . حتى بعضى از كاروانسراهاى بزرگتر و مجهزتر داراى دو رديف اتاق بودند ؛ و نماى پيشين درونى آنها متصل به مساجد و مدارس بود « 1 » . اين تجهيزات در كاروانسراهاى متقدم و يا قبل از صفويان ديده مىشود ؛ نمونه‌هايى از كاروانسراهاى دوره صفوى نيز وجود دارند كه حتى در اين دوره مرمت و تكميل شده‌اند . تنوع يكى از ويژگيهاى اين نوع عمارات بود . هيچ‌يك از كاروانسراها شبيه هم نبودند جز اينكه شباهت خانوادگى و اسمى داشتند . پاره‌اى از مرمتهاى كوچك و مهم كاروانسرايى را مىتوان در كاروانسراهاى ديگر هم پيگيرى كرد طوريكه اين تصور پيش مىآيد كه مرمت و تعمير آنها در اختيار يك نفر معمار واحد بوده و او همه آنها را تعمير و بازسازى كرده است . اين تنوع مخصوصا زمانى چشمگيرتر مىشود كه كردوكار اين عمارات را در موازات جاده‌هاى طولانى ، يكنواخت و نيمه‌بيابانى دشت كوير به خاطر بياوريم كه سيورسات و نيازهاى كاروانهاى بزرگ را برآورده مىكردند و به لحاظ كاركرد شبيه ساير كاروانسراها بودند . ازاينرو تغييرات عمده در آرايش آنها چندان ملحوظ نظر نبود . بالعكس ، عمارات مذهبى داراى كردوكار وسيع‌تر بودند و پلان مركزى آن مىتوانست عناصر گوناگونى را دربربگيرد . علاوه‌براين ، بطوركلى

--> ( 1 ) - ا . گ . سيرو " Les Caravanserais routiers " ، صص 356 ( مهيار ) ، 360 ( گبرآباد ) 362 ( سردهان ) ، 5 - 364 ( چاه سياه نو ) .